خرید بک لینک

وضعیت اطلاعات اسرا

۶۰ درصد از اسرای ما مفقودین بودند که در همان شهریور ۱۳۶۹ آزاد شدند. از بین این ۴۰ هزار نفر، فقط حدود ۱۹ هزار نفر ثبت نام شده و شناخته شده بودند. ما بقی مفقود بودند و تنها زمان مبادله بزرگ، عراق آنها را به صلیب سرخ نشان داد. تعداد ۲۰ هزار و ۳۱۳ نفر از آنها را از نمایندگان کمیته بینالمللی صلیب سرخ مخفی نگه داشت و تا زمان تبادل یعنی سال ۱۳۶۹ دولت ایران و خانواده این افراد از آنها هیچگونه اطلاعاتی نداشتند.

     

            

                                                                           

                                                                                     

مفقودین

تعداد مفقودین رزمندگان دولت جمهوری اسلامی ایران در طول دوران دفاع مقدس حدود ۱۱ هزار نفر در مقابل حدود ۶۰ هزار نفر مفقود عراقی است.

وضعیت اسارت و حوادث اسرا

رژیم بعثی عراق به هیچوجه پایبند به تعهدات و تکالیف بینالمللی خود نبود و اصول اخلاقی و انسانی را با بیاعتنایی کامل زیر پا میگذاشت و نه تنها بدترین رفتارها را نسبت به اسیران 1 روا داشت بلکه آنها را از ابتداییترین حقوق انسانیشان هم محروم کرد و در بدترین شرایط زیستمحیطی به لحاظ آب و هوا، خوراک و پوشاک، وضعیت بهداشتی و درمانی از آنها نگهداری کرد. در زمان اشغال مناطق مسکونی تعداد زیادی از مردم غیر نظامی را هم اسیر جنگی قلمداد کرده و با آنها نیز همان رفتار و اعمال را داشتند.

از مجموع اسرای ایرانی در عراق، تعداد ۵۷۴ اسیر هم «شهید» یا «کشته» شدند؛ و پیکر مطهر ۵۷۰ اسیر شهید در اردوگاههای عراق با جنازه هزار و ۱۲۴ اسیر عراقی فوت شده در اردوگاههای ایران تبادل شده است. 

                                                                                           

رده سنی اسرا

متوسط سن رسمی اسرای نظامی ایرانی در عراق ۲۲ سال بود و متوسط سن پنج اسیر ایرانی خردسال کمی بیش از هفت سال بود. همچنین مسنترین اسیر ایرانی در دست بعثیها در زمان اسارت ۹۷ سال سن داشت که بعد از ۸۰۴ روز اسارت، آزاد شد.

اطلاعات شیرین از دوران اسارت

علیرغم تنبیه دژخیمان بعثی، 1 در شرایط سخت و کمبود امکانات، با ابتکاراتشان از فرصتهای خود برای یادگیری امور دینی، آموزش علوم و فنون و ... اجرای عبادات و مراسم دینی و مناسبتهای انقلابی و افزایش روحیه در برابر شکنجههای سفاکان بعثی، حداکثر استفاده را میکردند. همچنین با اقدامات زندانبانان عراقی و تبلیغات منافقین مبارزه میکردند و امکان سو استفادههای تبلیغاتی رسانههای مختلف را سلب میکردند که در این خصوص خاطرات زیادی از آزادگان عزیز منتشر و بسیاری نیز مکتوم مانده است.

از سید آزادگان، حجه الاسلام مرحوم سید علىاکبر ابوترابی (۱۳۱۸ - ۱۳۷۹) با برنامهریزیها و اقداماتی که در زندانهای بعث عراق انجام داد میتوان با عنوان مکتب ابوترابی در اسارت نام برد. وی با رهبرى حکیمانه خود و با تمسک به ائمه معصومین (ع) و با معنویت و سعه صدر و حلم و بردبارى فوق العاده مکر و حیله دشمنان بعثى را بى تأثیر کرد و شمع محفل ایران شد و در جهت تقویت روحیه مقاومت و ایمان آنان از هیچ اقدام و ایثارى دریغ نورزید.

رهبر کبیر انقلاب درباره اسرا و آزادگان تعبیرات زیبایی دارند. ایشان اسرا را سرود آزادی دانسته و میگویند: «اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادیاند و احرار جهان آن را زمزمه میکنند. مفقودین عزیز، محور دریای بیکران خداوندیاند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند.» ایشان همچنین از مادران اسرا چنین یاد میکنند: «در اقدام شریف مادران بزرگواری که در دامنهای مطهر خود چنین فرزندانی را تربیت کردهاند، چه میتوان نثار کرد؟ و برای اسیرانی که در زندانهای مخوف دشمن، شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد میکشند، چگونه توان تعظم نمود؟»

حضرت امام خامنهای (مد ظلهالعالی) درباره آزادگان چنین گفتهاند: «یکی از چیزهایی که شما را، دلهایتان را زنده نگه میداشت، پرامید نگه میداشت، یاد آن چهره و روحیه پرصلابت امام عزیزمان بود. آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند. حال پدری را که فرزندانش به این شکل از او دور شده باشند، راحت میشود فهمید... مساله اسارت طولانی فرزندان این ملت به نوبه خود امتحان دیگری بود که ملت ما با موفقیت آن را به انجام رسانده و اسرای ما همانند ملت ایران از خود آزادمردی نشان دادند و سرانجام با موفقیت و سرافرازی به وطن بازگشتند... شما در دوران اسارت شرایط سختی را گذراندید، اما در عین حال با حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب موجب افتخار و آبرومندی ملت خود در برابر دشمن شدید.»

اطلاعات تلخ اسرا

تعداد معدودی از افراد به دلیل همکاری با دشمن و اذیت و آزار اسرا ایرانی توسط بچهها تنبیه شدند به تعداد کمتر از تعداد انگشتان یک دست نیز کشته شده یا آسیب شدید دیدند و یا اینکه به سازمان مجاهدین پیوسته بودند که در درگیریها کشته شدند. اینها عموماً با حمایت عراقیها موجب دردسر برای بقیه اسرا میشدند. دار و دسته راه انداخته و سعی میکردند برای امتیازهای بسیار ناچیز از سمت عراقیها بچههای خودمان را به دشمن بفروشند. آماری که در این کتاب آمده بر اساس گزارش صلیب سرخ است. پناهندهها را هم ۵۰۰ نفر نوشتهایم که باید ۲۵۰ نفر به آنها اضافه کنیم. اکثر این افراد تاکنون به کشور برگشتهاند و فقط انگ پناهندگی به خود چسباندند. آنها به عراق یا کشورهای دیگر پناهنده شده بودند. اگر صلیب سرخ میتوانست برایشان پذیرش بگیرد که میرفتند، اما عموماً در عراق ماندند و حالا هم اکثرشان برگشتهاند.

                                                                   

اسرای عراقی

رزمندگان ایران توانسته بودند، ۷۲ هزار و ۱۱۳ تن از نیروهای مسلح ارتش بعث عراق اعم از زمینی، هوایی و دریایی را همراه ۲۴۷ تن مزدور (غیر عراقی) به اسارت درآورند؛ که وظیفه نگهداری از آنها به ارتش جمهوری اسلامی ایران محول شده بود.

پس از انجام عملیاتهای پیروزمندانه فتحالمبین، طریقالقدس و ثامنالائمه (ع) و افزایش اسرای عراقی امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۱ در پیامی منشور نگهداری از اسیران عراقی را صادر کردند و فرمودند: «گرچه میدانم مکتبی بودن و متعهد به اسلام راستین بودن اقتضا میکند تا رزمندگان اسلام با اسیران جنگی و پناهندگان با عطوفت و فتوت و به گونهای اسلامی رفتار کنند».

تعداد ۲۰ هزار اسیر عراقی درخواست پناهندگی دادند که با نیمی از آنها موافقت شد و ۱۰ هزار و ۶۳۴ تن ماندند؛ بنابراین میتوان گفت حدود ۱۴ درصد از همه اسیران عراقی، تحت تاثیر شرایطی که برای آنان در اردوگاههای ایران فراهم شده بود، از بازگشت به کشور خود منصرف شدند.

بازگشت شکوهمندانه

در طول دوران دفاع مقدس مسئولان ایرانی تلاش کردند تا اسیران معلول و آنان که جراحتهای خیلی شدیدی داشتند با یکدیگر مبادله شوند، ولی طرف عراقی حاضر به همکاری نبود، ام دولت ج.ا.ا. در ۲۱ مرحله تعداد یک هزار و ۳۴۱ نفر از اسرای بیمار را یکطرفه آزاد کرد و نیروهای عراقی نیز در اقدامی مشابه ناگزیر به آزادی ۹۴۶ نفر از اسیران معلول و بیمار ایرانی شدند که تعدادی غیر نظامی زن هم در بین آنها وجود داشتند.

مبادله بزرگ در مرداد و شهریور ۱۳۶۹ انجام شد. بعد از آن هم مبادلههایی انجام شد که تا سال ۱۳۸۱ ادامه داشت. در جریان تبادل اسرا بود. ما ۴۰ هزار اسیر داشتیم و عراقیها ۷۰ هزار نفر اسیر. صدام گفت تبادل یک به یک و سی هزار اسیر عراقی بلاتکلیف ماندند، چون عراقیها میدیدند که جان آنها اهمیتی برای مسئولان حکومت ندارند.

در بین جانبازان و ایثارگران، در هیچ گروهی به اندازه اسرا، تحصیل کرده نداریم. حدود ۶۰۰ پزشک داریم. بیش از هزار نفر داریم که در علوم مهندسی پیشرفت کردهاند. بیش از دو هزار نفر از آزادگان در علوم انسانی سرآمد شدهاند.

امام خمینی درپیام خود چنین گفته بودند: «اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود» آنان بازگشتند، اما خبری از رهبر محبوبشان نبود. آنان نتوانستند آغوش گرم را داشته باشند ودر عوض تنها صندلی سپید و ضریح سردش میزبانشان و وصیتنامه امام (ره) مونسشان شد.

خلف شایسته پیر جماران، حضرت امام خامنهای دربارهشان فرمودند: «ایستادگى و مقاومت آزادگان سرافراز ما در طول سالهاى سخت اسارت، ملت ایران را روسفید و سربلند کرد و ما بازگشت پیروزمندانه آنان به میهن اسلامى را حادثه اى مى دانیم که دست قدرت الهى آن را رقم زد. بنا بر این یکایک ملت ایران باید این خاطره و خاطرات شبیه آن را زنده نگهدارند و آنها را قدر بدانند.»

بسیاری از آزادگان پس از بازگشت دچار عوارض دوران اسارت خود بوده و تعدادی نیز به شهادت رسیده و یا به رحمت خدا رفته اند.

اردوگاههای موصل واقع در شمال عراق

1-   موصل1

2-   موصل2

3-   موصل3

4-   موصل4

اردوگاههای رومادی که استان الانبار قرارداشتند

1-   کمپ 6

2-   کمپ 7

3-   کمپ 9

4-   کمپ 10

5-   کمپ 13

      اردوگاههای تکریت واقع در مرکز عراق ( استان صلاح الدین زادگاه دیکتاتور عراق) که در یک پادگان بزرگ زرهی و نزدیک 20 کیلومتری شهر تکریت قرار داشت که اسرای مفقود الاثر جنگ تحمیلی بیشتر در این اردوگاههاو نیز اردوگاههای بعداز آن بودند.

  که اولین اردوگاه مفقودین جنگ تحمیلی کمپ11 یا همان اردوگاه تکریت11( قفس الاسراء الحادی العشر) جزء همین اردوگاهها میباشد.

1-   کمپ11

2-   کمپ12

3-   کمپ14

4-   کمپ15

5-   کمپ16

6-   کمپ17

7-   کمپ19

8-   کمپ20

9-   کمپ21

اردوگاه بعقوبه

1-   کمپ18

اردوگاه صلاح الدین(زادگاه دیکتاتور عراق)

1-   کمپ5

اردوگاه نهروان

1-   کمپ نهروان

اردوگاه الانبار

1-   کمپ الانبار

زندان های اسراء در عراق که بدلایل مختلف ممکن بود اسراء به استناد اعمالی که براساس نظرات  دادگاه نظامی یا استخبارات عراق به مجازاتهایی محکوم میشدند که باید دوران محکومیت خودرا در آنجا طی  مینمودند:

1-   زندان ابو غریب

2-   زندان الرشید ( حومه بغداد و داخل منطقه الرشید که در پادگانی به همین نام قرارداشت.یا به روایتی مرکز دژبان حزب بعث عراق بود)

3-   زندانن دولتو ( این زندان بیشتر تحت نظارت گروهکهای ضدانقلاب بود که با حزب بعث و رژیم عفلقی آن همکاری میکردند)

 

جمع کل اردوگاههای اسرای ایرانی جنگ تحمیلی در کشور عراق  22  اردوگاه میباشد.

     همچنین جمع کل زندان های اسرای ایرانی جنگ تحمیلی در کشور عراق 3 زندان میباشد.

زندان ابو غریب

زندان یا کشتارگاه؟

نام زندان «ابوغریب» تداعیگر «مرگ» است. زندانی واقع در غرب بغداد پایتخت عراق که توسط آمریکاییها اداره میشد و در آن با مرگبارترین شکنجهها از زندانیان عمدتا بیگناه پذیرایی میشد. شدت شکنجه زندانیان ابوغریب به حدی بود که هرازچندگاهی که اسنادی از آن در رسانههای غربی انتشار مییافت، به مثابه زلزلهای جوامع غربی را تکان میداد و خود غربیها را از اوج بیرحمی و شقاوت افسران آمریکایی انگشت به دهان میکرد.

نکته
جنایات صورت گرفته توسط آمریکاییها در زندان ابوغریب به قدری شنیع و فجیع است که شاید پرداختن به همه آن جنایات و مواردیکه زندانیان جان سالم به در برده از این زندان روایت کردهاند، به لحاظ اصول اخلاقی قابلیت پرداخت و انتشار نداشته باشد.

دستور اعمال خشونت

پس از حادثه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ - که همچنان پیرامون آمران و عاملان آن حرف و حدیثهای فراوانی وجود دارد – و تجاوز آمریکا به افغانستان و عراق، «کاخ سفید» به «سیا» دستور اعمال خشونت برای بازجویی از مظنونین در زندانهای تحت مالکیت واشنگتن را صادر کرد. بهانهای که برای آنها حرف نداشت تا با هرکسی که مایل هستند تسویه حساب کنند.

تعرض همراه با فیلمبرداری

روزنامه انگلیسی گاردین، نخستین رسانه غربی بود که پیش از افشای جنایات ابوغریب، به نقل از شاهدان عینی از تجاوز و تعرض وحشیانه نظامیان و افسران آمریکایی به نوجوان و جوانان عراقی در زندان ابوغریب خبر داد. «بارها با صحنه تجاوز و تعرض همراه با فیلمبرداری نظامیان آمریکایی به نوجوانان عراقی در حالی که از شدت ناله بیحال شده بودند، مواجه شدهام». این بخشی از گفتههای یکی از زندانیان جان سالم به در برده از ابوغریب در مصاحبه با گاردین است.

کمپ بوکا ( عربی : سجن بوكا ، romanized به :  Sijn BUKA ) یک پایگاه عملیاتی که قرار یک مرکز توقیف تئاتر بود  توسط حفظ ایالات متحده نظامی در مجاورت ام القصر عراق . پس از تسخیر ارتش ایالات متحده (تیپ 800 پلیس نظامی) در آوریل 2003 ، نام آن به نام رونالد یوکا، مارشال اتش نشانی نیویورک که در حملات 11 سپتامر 2001 کشته شد ، تغییر نام داد . مکانی که کمپ بوکا در آن ساخته شد قبلاً بلندترین بنای عراق را در خود جای داده بود ، یک دکل تلویزیونی به ارتفاع 492 متر. 

پس از رسوایی سوء استفاده از زندانیان ابو غریب ، بسیاری از زندانیان ابو غریب به بوکا منتقل شدند ، جایی که مقامات آمریکایی امیدوار بودند یک بازداشتگاه نمونه را به نمایش بگذارند. با این وجود ، کمپ بوکا صحنه سوءاستفاده از زندانیان بود که طی سالها توسط صلیب سرخ ، عفو بین الملل و بازرسان ارتش ایالات متحده مستند شده بود. بوکا که بخش مهمی از رهبری القاعده در عراق را در اختیار داشت ، به محلی برای آموزش افراط گرایی اسلامی تبدیل شد و به ظهور دولت اسلامی عراق و شام کمک کرد. کمپ بوکا ابوالبکر بغدادی سرکرده بعدی داعش را بازداشت کرد که در آنجا در روابط خوبی با مقامات اردوگاه قرار داشت.

در 17 سپتامبر 2009 ، ارتش آمریکا اعلام کرد که این پایگاه بسته خواهد شد. در دسامبر 2010 ، ارتش ایالات متحده این پایگاه را به دولت عراق واگذار کرد ، که در همان روز مجوز سرمایه گذاری در گروه کوفان عراق را برای سرمایه گذاری در دروازه جدید بصره به منظور ایجاد یک مرکز برای بندر عراق داد. 

در 18 مه 2003 ، نیروهای نظامی ایالات متحده به اشتباه محمد جواد ان-نیفوس را از کمپ بوکا آزاد کردند. مظنون است که آن نیفوس در قتل عام هزاران شیعه عراقی دست داشته است که بقایای آنها بعداً در گور دسته جمعی در شهر المهویل در جنوب پیدا شد . 

در 26 ژانویه 2004 ، سه زندانی شب هنگام در مه مه شدید فرار کردند. یک تحقیق "به این نتیجه رسید که بازداشت شدگان هنگامی که دید به دلیل مه فقط 10-15 متر بود ، زیر حصار خزیدند". 

در آوریل 2005 ، در ترکیب 4 ، شورشی درگرفت که در آن زندانیان سنگها و اسلحه هایی را از تیرهای چادر بیرون انداختند. بازداشت شدگان یک سرباز نظامی را گروگان گرفتند تا اینکه با استفاده از نیروی کشنده شورش برطرف شد. چهار نفر از بازداشت شدگان کشته و شش نفر زخمی شدند. طبق روال استاندارد در همه موارد شورش زندان و استفاده از نیروی کشنده ، این موضوع توسط بخش تحقیقات جنایی ارتش ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفت. تحقیقات به این نتیجه رسید که یک رهبر بازداشت شده با طرح این اتهام که سربازان اردوگاه در حال جستجوی کالای قاچاق در حال قدم گذاشتن بر قران هستند، شورش را برانگیخته است . هیچ سربازی در جریان این حادثه مرتکب هیچ گونه اشتباهی نشده است. 

زندان الرشید

اسارت
«تیرماه ۱۳۶۷ از سختترین روزهای جنگ بود. عراق جزیره مجنون را شیمیایی کرده بود. علی حرفهایی عجیبی میزد. گویی در چند قدمی حادثهای بزرگ ایستادهایم» 

 علی هاشمی فرماندهٔ سپاه ششم از من خواست همهٔ بچهها را، با اسناد و مدارک موجود در قرارگاه، به عقب برگردانم. با هر سختی که بود بچهها را متقاعد کردم. برای عقب رفتن. دوازده نفر در قرارگاه ماندیم. [حاج عباس هاشمی] دائم تماس میگرفت و میگفت قرارگاه لو رفته، سریع از آنجا بروید! هلیکوپترهای عراقی بالای سرمان و در فاصله ۵۰۰ متری روی جاده در حال پرواز بودند. بعد از اقامه نماز ظهر دو تا ماشین شدیم. [که حرکت کنیم]. به محض حرکت، هلیکوپترها ۳  موشک به طرف ما پرتاب کردند. پیاده شده و به طرف نیزار پشت سرمان دویدیم. تیراندازی و گلوله باران عراقیها به شدت ادامه داشت. در نیزار علی هاشمی را گم کردم. (ص۳۵ -۳۱) پس از ناامیدی از پیدا کردنش، به گمان آنکه به قرارگاه رفته است برگشتم، که ناگهان با عراقیها روبهرو شده و مجبور به فرار گشتم. «شب را در نیزار با شرایط سخت جسمی، تشنگی و گرمای ۵۵ درجه سپری کردم فردا صبح در مسیر اوریب جادهٔ شهید جولایی قرار گرفتم تا خودم را به بچههای عقب برسانم.» (ص ۴۳) و در همانجا بود که «در پنجم تیرماه ۱۳۶۷ به اسارت نیروهای عراقی در جزیرهٔ مجنون در آمدم.» (ص ۷۳)

در مقر آنها درجهدار عراقی به طرفم آمد. چون شلوار سپاهی داشتم به شدت من را مورد ضرب و شتم قرار داد. میگفت: «اگر آب میخواهی تا از تشنگی نمیری باید به خمینی فحش بدهی» (ص ۸۲) آنقدر وحشیانه میزد که هر کس دیگری جای من بود نمیتوانست جان سالم بدر ببرد. شاید هیکل درشت من در اینجا کارگشا بود. آن قدر دستانم را سفت بسته بودند که انگشتان دستهایم به شدت سیاه شده بودند. به اندازه چندین سال کتک خوردم. ۳ نفر آن چنان مرا میزدند که چند اسیر غواص که همراهم بودند از دیدن این صحنه و اینکه نمیتوانستند کاری بکنند بسیار ناراحت شدند. سرانجام من و ۷ اسیر دیگر را سوار بر ماشین کرده از مقر بیرون بردند. به کجا؟ نمیدانستیم. در جایی توقف شد و تعدادی سربازان مرده عراقی را مانند گونیهای پیاز بدون احترام داخل ماشین ریختند. چون از مقصدمان خبر نداشته و نمی دانستیم آنجا با ما چه میکنند به بچهها گفتم در ماشین نمازمان را بخوانیم. وارد شهر «تنومه» شدیم. معلوم نبود چه سرنوشتی درانتظار ما بود. از صبح تا بعد از ظهر آن روز صحنههایی دیدم که یکبار هم در عمرم تجربه نکرده بودم. به اردوگاه تنومه وارد شدیم. سمت راست اردوگاه تعدادی اسیر را با مشت و لگد میزدند. نوبت ما شد. فحش میدادند و کتک میزدند. یکی از عراقیها گفت: این غواصها تکاورند محکم بزنیدشان؛ به این ایرانیها نباید رحم کرد. ضربات کابل چنان سخت و طاقتفرسا بود که صدای من را که تاکنون با آن همه کتک دم نزده بودم در آورد. آن قدر ما را زدند که عرق از سر و صورت خودشان جاری شده بود. کابلها را به زمین انداختند و با مشت و لگد شروع کردند. بیحسی عجیبی به من دست داده بود. آنها یک موجود زنده را میزدند ولی دیگر یک مرده متحرک شده بودم. سپس ما را وارد سولهای شبیه به طویله کردند [به طول] حدود ۴۰ متر. و در آنجا ۵۰ نفر زندانی بودند. تعداد زیاد جمعیت، گرمای هوا و بوی عرق، هوای داخل را تهوعآور کرده بود. 

بچههای داخل که از قبل آنجا بودند دور ما آمدند. قیافهٔ آنها بهتر از ما نبود. سعی کردند به ما روحیه بدهند. پرسیدند. کجا اسیر شدید؟ از کدام یگان هستید؟ و... من جواب نمیدادم یکی از آنها مرا شناخته بود ولی اسمم را نمیدانست.

با احترام آمد و آرام در گوشم گفت:« شما پاسدارید؟» گفتم:«نمیتوانم صحبت کنم. مجبورم سکوت کنم. تو هم سعی کن سؤال از من نپرسی. این، هم به نفع توست هم به نفع من است.» 

سخن پایانی

آزادگان دوران اسارت را در راستای دفاع مقدس مردانه مقاومت کردند و تازیانههای بی عدالتی را تاب آوردند و لازم است الگوی یکایک افراد جامعه در شرایط سختیهای کشور در برابر مشکلاتی که ناشی از تحریمهای ظالمانه دشمنان و سو تدبیرهای برخی مدیران است، در راستای اهداف انقلاب در تلاش باشیم و همگام با گام دوم انقلاب بوده و زمینه سازی دولت مهدوی را فراهم سازیم.

رنج ومحنتهای آزادگان عزیز را ارج نهاده و بر آنان درود فرستاده و برای آنان صحت و سلامتی و عاقبت بخیری ارزومندیم.

منابع

• باقری محمد حسن و عسگری شاداب، جنگ تحمیلی فرصتی برای احیای عزت و شرف ایران اسلامی، جلد ۲، تهران: انتشارات اندیشه عصر، ۱۳۸۸
• خاجی؛ علی؛ مشرق، ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
• سرهنگی مرتضی، اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراق، تهران: سروش، ۱۳۶۳
• شریفی اسماعیل، تحول در اسارت، تهران: موسسه فرهنگی نشر امین، ۱۳۷۸
• ایسنا؛ ۲۹ مهر ۱۳۹۹
• خبرگزاری صدا وسیما؛ ۲۸ شهریور ۱۳۹۵
• دفاع پرس (خبرگزاری دفاع مقدس، ۰۵ مهر ۱۳۹۸)
• مشرق (خاجی؛ علی؛ مشرق، ۲۶ مرداد ۱۳۹۹)
• موسسه فرهنگی پیام آزادگان

.yjc

.wblog

.کتاب سالگرد دفاع مقدس(سایت رشد مگ)

.اردوگاه تکریت 11


برچسبها: سید رضا میرزایی, بهراد متانی, دانشگاه تهران شمال

برچسب: نویسنده: یوسف احمدپور تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 17:59

صفحه بندی